کد خبر: ۱۱۱
تاریخ انتشار: ۲۰ آبان ۱۳۹۴ - ۱۱:۱۳
درفکرفرو رفتم وگریستم .این هم جلوه ای ازساحت بیکرانه معصومین است .حسین چگونه این گفتگوهای بی صوت را می شنود.همین قصه است  دیدن زایرینی که به زبانهای مختلف با حضرت تکلم می کنند از زبان فارسی با لهجه های مختلف گرفته تا زبانهای ترکی ،اردو و پشتو تا انگلیسی وفرانسوی وچینی و..

عجیب باوراین مساله نیست! عدم باورکسانی است که نمی توانند این قدرتهای خدادادی رابرای این ذوات مقدس باورداشته باشند.بزرگی  به کسی که درمقام جمع الجمعی حضرت امیرالمومنین علی بن ابیطالب سلام الله علیهما تردید داشت با ناراحتی وتاسف می فرمود :توچطورقدرت شیطان را باورداری که گفته می شود یجری فی بنی آدم مجری الدم فی العروق شیطان دربنی آدم مثل خونی است که دررگهای او جریان دارد! وباورداری درهرنقطه وهرلحظه می تواند به سراغ فرد یا افرادی برود وآنهارا فریب بدهد ولی وقتی به توگفته می شود علی هرلحظه می تواندهمه جا باشد وهمه چیزرا بشنود می گویی نستجیربالله ! علی را خدا کردی! این شرک است!آن بزرگ گریست وگفت  مردم این قدرتها را برای شیطان که عدوالله است باور می کنند اما دراین مقامات برای علی وفرزندانش تشکیک می کنند .کج فهمی وبد فهمی ازاین بیشتر نمی شود.اینکه درزیارات ائمه مکرر گفته میشودهرکس امام را عارفا بحقه زیارت کند یکی معنایش این باید باشد که امام را دارای چنین مقاماتی بداند.

آدم نمی داند با سطح درک معرفت این افراد چه باید بکند!

وقتی درقرآن درماجرای درخواست سلیمان نبی از اجنه ای که دراختیارش بودندوبرایش کار می کردند وساختمان می ساختند و..! مبنی براینکه کدام یک از شما می تواند تخت بلقیس رابرایم حاضرکن؟ از زبان یک جن عادی خطاب به سلیمان نقل شده که من می توانم تخت مرمر وسنگین بلقیس ملکه سبا را برایت قبل ازاینکه از جایت برخیزی بیاورم - که سلیمان گفت نه زودتر ازاین می خواهم!-  ودیگری گفت تخت ملکه را قبل از آنکه تو پلکهایت را بهم بزنی با آن همه مسافت نزدت حاضرمی کنم وحاضر کرد! آمده که اجنه  درخدمت سلیمان چنین قدرتهایی داشتند اگر کسی عین این مقامات رابرای علی واولادش قایل شود چه شرافتی برای آنها دارد که تازه عده ای بخواهند دراین مقامات تردید هم بکنند!اصلا مگر سلیمان با علی قابل مقایسه است که بخواهیم تشبیهی درمقامات اجنه کارگراو با ائمه قایل شویم ؟ خاک برفرق من وتشبیه من!

راز دوم درورود ازخیمه عباس به خیمه گاه این است که هرکس با حسین کاردارد باید از باب العباس بر او وارد شود.

از بزرگی شنیده ام که تمام اموری را که در هرسال برای شیعیان از ناحیه حضرت معین می شود جناب اباالفضل تقریرمی کنند وبه امضای برادر بزرگوارشان می رسانند.

دراین میان تجربه ای عینی دارم بسیارزیبا که ازگفتننش معذورم.

چه کرده است خدا با این جوان 34 ساله .نمی دانم!

عالم را گرفتارحسین کرده است وحسین را گرفتاراو!

اشک امانم نمی دهد .

مگرجزبا زبان اشک می شود با عباس سخن گفت ؟

ببین من که ازخیمه گاه می گفتم  ناگاه به کجا برده شدم.

همین است دیگر.اختیارقلم با من نیست انگار!

وچه بهتر!

ای کسی که این عبارات را که با اشک نوشته شده ،با اشک می خوانی.پرده اشک را کناربزن وقطرات زلال اشک را به پهنای صورتت بکش تا "آبِ رو" پیدا کنی!

باخواجه شیرازهمنوا شو که فرمود:

غوطه دراشک زدم کاهل طریقت گویند    

                          پاک شو اول وپس دیده برآن پاک انداز!

 حال که " آبِ رو" یا فته ای با رویی شسته شده ازاشکی که جانت را شست برعباس واردشو و سلام ک:

.السلام علیک یاابا الفضل العباس!

                 السلام علیک یا کفیل الزینب الحورا!

                           السلام علیک یا ساقی عطاشا کربلا!

چه پیوندی است بین این دوبرادرو خواهربا اشک .

این همه سال ازاین همه آدم دراین همه مکان ومحل، این همه اشک؟

emailارسال به دوستان
tr_sar
نظرات بینندگان
tc_sar
نام:
ایمیل:
* نظر: