کد خبر: ۱۱۴
تاریخ انتشار: ۲۹ آبان ۱۳۹۴ - ۱۱:۱۶
امروز عاشوراست. به گمان من روز مهمترین واقعه عالم هستی پس از بعثت پیامبر وغدیرخم .

یکی از دوستان درکه ای تهران که دیشب باخانمش به کربلا آمده است بمن گفت اورا ساعت دو نیمه شب بیدارکنم تا به همراه همسرش به حرم برود تابرای نماز جاگیرش بیاید! نمازی که ساعت 5 خوانده می شود.به اوگفتم ساعت دو خیلی زوداست .دو ونیم که بیدارشدم  دیدم بیدار شده ودارد لباس می پوشد .  وضویی ساختم وبه حرم رفتم با اینکه دوساعت به اذان صبح مانده بود به سختی جا گیرمی آمد .ولی آمد .

 یکی از مشکلات زایرین مقید بنماز جماعت درشهر کربلا این است که   حرم نیم ساعت وگاهی یکساعت قبل از هر اذان پرازجمعیت می شود وبه سختی برای نماز جاگیر می آید. با کمبود خوابی که این روزهادارم وخستگی وکمی بیماری ناشی از سرماخوردگی  باید خیلی تلاش کنم که خواب برمن غلبه نکند .ساعت حدودچهارمی شود.

پلکهایم سنگینی می کند .تکنیکی به خرج می دهم فکر می کنم بابرخاستن وقدری سرپاایستادن خواب برطرف می شود ولی بیفایده است قدری نماز قضای والدین  می خوانم ولی درفاصله بین نمازها چشمهایم یاری نمی کنند .برمی خیزم وکمی آب می خورم. افاقه نمی کند چندبار بلند می شوم. آب می خورم اما بیفایده است لیوانی را پرآب می کنم وبا شال عزایی که همراه دارم  اندک اندک لبه اش راخیس می کنم وهرچند دقیقه به صورت وچشمهایم می کشم.این شیوه تاحدودی جواب می دهد !

بهرتقدیر برای یک نماز دو رکعتی جماعت نباید دوساعت بانتظارنشست ! با این همه انتظارحال معنوی آدم کاملا ازبین می رودآن هم برای مثل منی که هرروز ،روزی سه نوبت  وهرنوبت چندساعت درحرم مشرف است! لااقل من  اینگونه ام.

یک راه حل این است که آدم درمساجدنماز بخواند وبعدازنماز به حرم مشرف شود ولی این راه حل هم مشکلی دیگرباخوددارد.مساجد کربلا هم خیلی کم هستند وهم از حرم فاصله دارند.یامن ندیده ام. به هرحال هرجوراست تا اذان طاقت می آورم که محتاج به تجدیدوضو نشوم چون دراین صورت باید بروم بیرون حرم ومشکل چندتامی شودهم جا را ازدست می دهم وهم مشکل تحویل کفشها درازدحام موقع اذان به کفشداری هست وهم...

بعدازاذان  دقایقی نمی گذرد که صدای شیپور هیاتهای قمه زنی می آید  واین یعنی که هیاتهاآماده ورود به حرم هستند وطبق روال همیشگی از باب قبله. در عراق اکثر هیاتهای مهم نوعی شیپور می زنند برای اذن ورود وبعد واردمی شوند.نمیدانم این رسم از کی درعتبات جاافتاده است وچرا شیپور! هیاتهای قمه زنی که بر روی پلاکاردهایشان عنوان تطبیر -که از همان طبر خودمان گرفته شده است! دیده می شود بلافاصله بعداز نماز صبح وارد حرم می شوند .نمی دانم نمازشان را کی وکجا خوانده  اند.

 با عجله خودم را از جایی که نشسته ام ونزدیک باب الراس است به باب قبله می رسانم تا از نزدیک شاهد ورود  دسته های قمه زن ایرانی وعراقی وغیرعراقی باشم .صحنه ای بس باشکوه است.

همه هلهله کنان درحالی که قمه های تیز و بر اق  خود را مکرر در هوا تکان می دهند درنهایت  شور و احساس وعشق با کفنهای سفیدی که برتن کرده اند از باب  قبله حرم واردمی شوند ودرجلوی ایوان قدیمی می ایستند . وقتی جلوی صحن می ایستند بعلامت سلام واحترام تا کمر خم می شوند و بعد قمه را به امام نشان می دهند وحید رحیدر گویان قمه هارانه یکبار  که چند بار به فرق خود می کوبند.فاصله من با اینها چندمتراست وبرصحنه نمی توانم از نزدیک نظارتی داشته باشم به هرصورت است خودم را از لابلای جمعیت منتقل کرده واز نرده ای که بین آنها وجمعیت تماشاگر حائل است  هم عبور می کنم  وتا فاصله یک متری قمه زنها می رسانم . جز یک صحنه محدود درنجف درچندسال پیش که جوانی رادیدم که قمه می زد دیدن این صحنه برای اولین باراست . آن هم درحرم امام حسین که وصفش را زیاد از این وآن شنیده ام.

از دیروز متولیان  حرمین قالیهای کف صحنها را جمع کرده وکف صحن ها رایا خاک ریخته اند و یا بعضاباموکتهای قرمز نیمه مستعملی مفروش کرده اند .همچنین از دیروز می دیدم دیوارها را پلاستیک  می کشند تا خونی که از سر و روی قمه زنها به این طرف وآن طرف می جهد دیوارهای حرمین را نجس نکند.

درمیان قمه زنها که درابتدا همه عراقی اند همه جور سن وسالی  دیده می شود اما غالبا جوانند.بعضی اینقدر قمه زده اند که خون چشمشان را بسته است.

دونفر یکی روحانی سید ویکی از خدام حرم که قمه ای دردست دارد قمه زنهای افراطی را هم کنترل می کنند وهم از چشمشان خون پاک می کنند کار خوبی می کنند بعضی مقابل امام که می رسند از خود بیخود می شوند وول کن هم نیستند باید ردشان کرد که هم راه برای دیگران باز بشود وهم بیش از این خودرا اذیت نکنند.

 بعضی قمه زنها را می بینم که از شدت خونریزی بی حال شده و چنان تلوتلومی خورند  که بعضی ترجیح می دهند قمه زنی را رها کنند وآنهارا سرپا نگه دارند. لابد با این حال به حرم حضرت عباس هم می روند وقمه می زنند.

همه درحالی قمه می زدند که در صحن چشمشان  به ضریح دوخته شده بود.گویی حضرت را به شهادت می طلبیدندکه ببیند اگر زمانه آنهارابرای نثار خون به عقب انداخته اکنون خون خودرا تقدیم او می کنند. مردی  میانسال رادیدم که میدان دارقمه زنهای هیاتش بود و پشت سرهم به سرش قمه می زد. مردی آمد از همان هیات تا جلوی اورا بگیرد وگرفت .وی که سعی می کرد دستش را ازدست او رهاکند از این رفتار دوستش اینقدر به خشم آمد که خواست با قمه به او حمله کند که لابد چرا نمی گذارد هرچه بیشتر وبیشتر قمه بزند .

 ساعتی به این ماجرا نگاه کردم وهمه اش گریستم .هلهله های قمه زنها را که می دیدم درابتدای ورود هردسته سخت گریه  می کردم. بمن الهام شد بلاتشبیه عصرعاشورا کوفیان همین جوری وقنی حسین تنها شد به گرداوجمع شده و با شمشیرهای آخته بر پیکر نیمه جان ومجروح اوتاخته اند: فرفه بالسیوف وفرقه بالرماح!جمعی با شمشیرها وجمعی با نیزه ها جمعی هم باسنگ وعجیب اینکه سپاه کوفه از چیزهایی که باخودبه کربلا آورده بودند-کربلایی که زمین آن خاک نرم رس است  وسنگی در آن دیده نمی شود-  بارهایی فراوان از سنگ  بود تا درمواقع ضروری با سنگ به حضرت ویارانش حمله کنند وکردند!

 می گریستم ومی گفتم کوفیان برحسین بی کس همین گونه هلهله کنان  تاختند .گاهی هم به این قمه زنها که ازکثرت صدا، صدای خودشان راهم نمی فهمیدندچه رسد به صدای آرام من،می گفتم شما کجابودید عصرعاشورا  وقتی حسین درگودال قتلگاه تنها افتاده بود ؟ کجا بودید آنگاه که برنیزه ای غریبانه تکیه داده بود.؟

چقدرگریستم ، نمی دانم.این همه اشک از کجا می آمد. نمی دانم. اینقدر ماندم ونظاره کردم تا احساس کردم کمی خون به صورت ودستم پاشیده شد .این شد که فاصله گرفتم وماندن را جایزندانستم.

طاقت دیدن بیشتر از این نداشتم با خود می گفتم وبعدها همبن را هم به کسی گفتم که وقتی آدم گنه کاری مثل من تاب وتوان دیدن این خودآزاریهای قمه زنهای عاشق را ندارد دیدن این صحنه ها این همه سال از این همه آدم با دل لطیف امام  که ابر در برابر لطافت قلبش کم می آورد چه می کند؟.همین یک دلیل برای قمه نزدن باید کافی باشد به دلایل دیگرش کاری ندارم.

همین را هم دربرگشت به تهران به جوانی  که در ردیف کناری ام درهواپیما نشسته بود - وشنید که به بغل دستی ام دراین باره می گویم امان ازجهل وادامه دادم باید این قمه ها رابرسر داعش بزنند نه اینکه دل امام رابیازارند – گفتم که محترمانه وارد بحث با من شد .نفرجلویی من که دوستش بود وحرفهارامی شنید موبایلش رادرآورد وفهرست دههامرجع را ازمرحوم آخوندخراسانی ونائینی گرفته تا مراجع دهه های قبل  واکنون درایران وعراق نشانم داد تا بگوید  به فتوای مراجع چنین می کنند وخودسر نیستند وکاری خلاف شرع نمی کنند.پاسخی نداشتم. وقنی پای فتوا به میان می آید از مثل منی دراقناع این عشاق چه ساخته است؟هیچ ودیگر هیچ ! ادبیات عقل  واستدلال بکار اینها نمی آید .یعنی جواب نمی دهد!

از قمه زنها فاصله گرفتم و به حرم مشرف شدم تا حسین را درصبح عاشورا زیارت کنم و طبق معمول درچندقدمی ضریح دربالاسر مبارک زیارت امین الله رابخوانم. چه می چسبد زیارت حسین در روز عاشورا درکربلا.

هوا داشت روشن می شد که از بالاسرخارج شدم تا به منزل بروم واندکی استراحت کنم و دوباره به حرم برگردم . من یک ساعت ماندم وقمه زنها رادیدم اما بعدها از کسی که تا آخر مانده بود  ودیده بود شنیدم دوساعت تمام قمه زنها وارد حرم  امام حسین می شدند و سپس به حرم اباالفضل می رفتند.دوساعت مدام یعنی جمعیتی حدود بیش از صدها هزار نفرقمه زن.
emailارسال به دوستان
tr_sar
نظرات بینندگان
tc_sar
نام:
ایمیل:
* نظر: