کد خبر: ۱۱۶
تاریخ انتشار: ۰۲ آذر ۱۳۹۴ - ۱۱:۱۷
همین طور بدون مقدمه گفت داشتم می آمدم که دیدم دسته طویرج د ارد واردحرم میشود! ومن که انگار خواب بودم تا نام دسته طویرج را شنیدم  انگار از خواب بیدارشدم به اوگفتم دسته طویرج کی به حرم می آمد ؟گفت: پس از اذان ظهر .گفتم: یعنی الان رفته اند؟ گفت: نمی دانم .بی اختیار به سمت  تلویزیون رفت  .آن را روشن کرد. تلویزیون ایران داشت درپخش زنده حرکت دسته طویرج را در بین الحرمین درحال هروله ودویدن نشان می داد! دسته ای میلیونی که هروله کنان از درهای مختلف حرم امام حسین وارد و خارج و به سمت بین الحرمین می رفتند .

تاب نیاوردنم که درعزاداری طویرجی ها شرکت نکنم. به اوگفتم به نظرتان اگرالآن بروم می رسم گفت نمیدانم.نماز عصررا نخوانده بودم. خواندم وبا عجله به سمت بین الحرمین دویدم تا اگرتوفیقی باشد لااقل  به  عزاداری نفرات آخر این دسته برسم.  دیدن حرکت عزاداری این دسته  به دلایلی که درابران در باره آن خیلی چیزها شنیده بودم بسیار مهم بود .تاسف می خوردم که چرا از حرکت این دسته که از برنامه های دینی مراسم روز عاشورا درکربلاست غفلت ورزیده ام. در راه بین الحرمین به حضرت عباس متوسل شدم که کاری بکند بتوانم این دسته راببینم ودیدم!

وقتی به بین الحرمین رسیدم  عد ه ای از این دسته باپرچم های سبزرنگی که برروی آنها نوشته شده بود: رکضه طویرج، با شعار الله االله احسین وینه دوان دوان بسمت حرم حضرت عباس می رفتند خودم را دراین دریا انداختم وغرق شدم. موج موج بود که از حرم حسین می آمد ومن در میان این امنواج حتی قطره ای هم نبودم.

 قبلا شنبده بودم که این دسته صبح  حدود ساعت ده ،از  طویرج که حدود 15 کیلومتری  کربلاست دوان دوان وارد شهر می شوند و از یک حرم به حرم دیگر درحال دویدن سینه می زنند با چند شعار کوتاه: الله، الله ،احسین وینه،  بالسیوف قطعینه- خدایا خدایا حسین کجاست؟ بوسیله شمشیر قطعه قطعه شده ویا: یا عباس جیب الماء لاسکینه! عباس برای سکینه آب بیاور و...

 این دسته عزاداری پس از خروج از حرم حضرت عباس دوباره به طویرج باز می گردند.  معلوم شد حرکت دسته طویرج دقیقا پس از اذان و نماز ظهراست .  خود را به میان جمعیت انداختم ودرحالی که به شدت می گریستم الله، الله، احسین گویان هروله کنان به سمت حرم حضرت عباس دویدم. درحرم حضرت عباس جمعیت غالبا روبروی صریح عرض ادبی می کردند وسینه زنان از سه درحرم خارج می شدند.درحرم یکی از خدام شعار می گرفت وآنها موج موج به این شعارها که بخشی از آنها را نوشتم پاسخ می دادند.متاسفانه درمیان شعارهای این خادم  شعارهای حزبی هم – درحمایت از مقتدای صدر- صادر می شد ومثلا می گفت :مقتدا تسلیت یا حزب صدر تسلیت! که  اصلا از این کارشان خوشم نیامد .این مراسم نباید حتی به نفع مرجعیت مصادره شود،چه رسد به کسی مثل مقتدا ی صدر .

عصرعاشورای کربلا تماما به حرکت دسته طویرج تعلق دارد .

حدود یک ساعت به تمنای اینکه دارد تمام می شود با جمعیت سینه زدم ولی دیدم تمامی ندارد. لذا خسته شدم و ازپا در آمدم .جمعیت به سیلی می ماند که جاری بود و قطع نمی شد.

علایم سرماخوردگی ام شدیدتر شده تاجایی که نیمتوانم آب دهانم ر اقورت بدهم برمی گردم وبه عباس می گویم نگذار دراین دو سه روز بیفتم. !خسته درحرم نشستم  تا زیارت عاشورا را که هر روز با صد سلام ولعن مختصر می خوانم با صد سلام و لعن مفصل بخوانم .چون امروز روز عاشوراست وزیارت عاشورا برای این روز وارد شده است. حدود یک ساعت  طول کشید تا از زیارت عاشورا فارغ شدم. لابلای قرائت ذکرها بلند می شدم و جمعیتی را که تمامی نداشت تماشا می کردم.جمعیت متصل می آمد ومی رفت.پس از زیارت عاشورا به زیارت عباس رفتم .باورم نمی شد این همه جمعیت در این دسته حضورداشته  باشد.

 همان شب از یک زایر جوان ایرانی اهل اصفهان شنیدم جمعیت طویرجی ها دقیقا تا ساعت ده دقیقه به ساعت چهارعصر،یک سره به حرم ها واردمی شدند و سینه می زدند. درمیان آنها به ندرت زایرین ایرانی وهندی وپاکستانی و.. هم دیده می شود ولی غالبا عراقی بودند و البته ازهمه جای عراق چون طویرج یک صدم این جمعیت سینه زنی را که ندارد.

از حرم حضرت عباس بیرون آمدم دیدم هنوز این دسته درحرم امام حسین است  تصمیم گرفتم این دفعه از یکی از درهای حرم با آنها واردشوم و ورودشان رابه حرم سیدالشهدا ببینم که دیدم . همراه با این دسته تا حرم عباس رفتم ولی دیگر واردحرم حضرت عباس نشدم.نکته مهم این بود که دراین روز ورود با کفش و موبایل به حرم آزاد است وحرمها شده محل عکس های سلفی گرفتن زایرین غالبا جوان.بعضی به من سفارش گرفتن عکس از آنها می دهند که با اشتیاق می پذیرم.

 قصه ی معرو فیت دست طویرج برای جریانی که درآن اتفاق افتاده خیلی مشهوراست .

و اما ماجرای معروفیت دسته طویرج  نزد زایرین عراقی و غیرعراقی.

اساسا یکی از اهداف سفرمن درعاشورا به کربلا دیدن شکوه این دسته بود که ازعظمت آن بسیارشنیده بودم که درایران با حسرت تصاویرش را دراینترنت می دیدم.معروفیت این دسته جریانی دارد شنیدنی .

می گویند یکی از بزرگان مراجع نجف در روز عاشورا درحرم احتمالا حضرت عباس ایستاده و دسته طویرج راکه درحال عزاداری بودند نگاه  می کرده که زمانش را نمی دانم.ناگهان کسانی که دراطراف این مرجع بودند این مراجع ناگهان عمامه از سرافکند و درتغییرحالتی ناگهانی و باورنکردنی خود را به درون این دسته انداخت وبی تایانه برسر وسینه می زد .پس از مدتی که آرام گرفت اطرافیان از او جویای این تغییرحال شده وگفتند معمولا شما چنین رفتارهایی از خودنشان نمی دادید.چه اتفاقی اقتاد؟ پاسخ داد: وقتی به جمعیت طویرج می نگریستم ناگهان مولایم امام زمان را بدون اینکه پوششی بر سرداشته باشد درمیان این دسته دیدم که همانند آنها عزاداری نمی کرد و اختیار ازکفم رفت وبه حضرت اقتدا کردم.

خوشابه حال طویرجی ها و خوشا به حال کسانی که چشم شان در این گونه مواقع خوب کار می کند ومولا ی انس و جان را با چشم سر هم می بینند.

emailارسال به دوستان
tr_sar
نظرات بینندگان
tc_sar
نام:
ایمیل:
* نظر: