کد خبر: ۱۲۰
تاریخ انتشار: ۱۶ آذر ۱۳۹۴ - ۱۱:۲۰

سلام به همه  دوستان 

به دلیل توفیق در پیاده روی اربعین حسینی چند روزی در خدمت دوستان در این فضا نبودم. یکشنبه شب به نجف رفتم و شنبه شب این هفته با تاخیری چند ساعته  و کشنده با وضع فرودگاه محدود نجف از نجف به تهران بازگشتم و طبق معمول اغلب سفرها سرما خورده و بیمار!

اربعین امسال به لطف خدا این راه را سریعتر و در دو روز طی کردم و نایب الزیاره همه دوستان بودم .

سالهاست توفیق این پیاده رفتن را دارم بدون توقع اجر ثواب حج وعمره و..اما هرچه بیشتر می روم بیشتر در می یابم که از این پیاده روی نمی شود چیزی گفت. بحر درکوزه نمی گنجد.

بارها با دیدن سیل بی پایان جمعیتی که در جلوی من درمسیرنجف به کربلا پیاده می رفتند انگار کسی بمن می گفت ببین، این همه جمعیت را از مسیرهای مختلف - که این مسیر تنها یکی ازآن راه هاست- چه مغناطیس عجیبی به سمت کعبه عشاق کشانده و می کشاند. عشقی که نه سن می شناسد  و نه سرما و گرما. نه خستگی و نه بیماری و درد و...

این همه عاشق !این همه سال! این همه راه! این همه جلوه های عاشقی! و تنها یک معشوق!

امسال ایرانی های زیادی به پیاده روی اربعین حسینی آمده بودند. حضور طلاب جوان – و کمتر غیر جوان- درمیان این جمعیت میلیونی بسیار چشمگیر بود بعضا با خانواده بودند.

عراقیها مثل سالهای قبل در پذیرایی از زوار سیدالشهدا سنگ تمام گذاشتند. بعضی از آنها که اهل مبالغه هستند با شگفتی از حضور چشمگیر ایرانیان می گفتند از ایران بیست میلیون زائر به عراق آمده است! یکی از روحانیون عراقی می گفت ایران و عراق دراین حرکت عملا یک ملت شده اند .حرف درستی بود .امید که این وحدت مقدمه ظهور مولایمان حضرت صاحب الزمان باشد.

امسال هم به دلیل ازدحام زیاد جمعیت نتوانستم در نزدیکی ضریح سیدالشهدا زیارت جامعه و امین الله بخوانم وبه ایستادن در ابتدای در ورودی رواق متصل به ضریح اکتفا کردم.

 دربازگشت سری به شهر کفل در مسیر راه کربلا به نجف – کیلومتر 27از نجف- زدم و مرقد حضرت نبی ذی الکفل را زیارت کردم .شب درکفل خوابیدم کسی که متصدی حرم بود با نشان دادن دریچه کوچک نیمه بازی در پایین صندوق قبر مطهر می گفت از قبر این پیامبر بنی اسراییل بوی عطر عجیبی متصاعد می شود .نشستیم وامتحان کردیم.عطری بسیار لطیف که حتی من سرماخورده هم آن را استشمام کردم از قبر متصاعد بود. پرسیدم قبرمطهر پایین است یا درهمین صندوق است می گفت نه صندوق قبر همین است که می بینید .آقای نادر نوروز شاد که در این سفرهمراه من بود می گفت عطر متصاعد شده از قبرحتی اطراف این صندوق را گرفته است.

حضرت امیرالمومنین در این محل که محل لشگرگاه او درجنگ با معاویه بود 5 روز اقامت کرده ونماز خوانده است.

از کفل که از توابع شهرحله از استان بابل است سری به مرقد صحابی برجسته امیرالمومنین علی بن ابیطالب صلوات الله علیهما رُشید هَجَری زدیم .صحابه ای که به دست زیاد بن ابیه والی معاویه درکوفه به شهادت رسید.

ماجرای زیاد بن ابیه در تاریخ بسیار درد آور است وی از کسانی بود که درمسیر ربایش معاویه با شیوه های مختلف قرار گرفت و هربار جواب سختی بمعاویه داد ولی بالاخره تسلیم معاویه شد و از علی جدا گردید ومعاویه درمجلسی که  تشکیل داد که به بدنامی  بیشتر زیاد  نزد کوفیان منجرشد چون همه بیشتر دریافتند مادر وی زنی بدکاره بوده است به همگان اعلام کرد  چون پدرش شبی را نزد مادر زیاد بوده و بنابراین او را رسما برادر خود می داند و از مردم خواست ازاین به بعد به جای گفتن زیاد بن ابیه – زیاد پسر پدرش!یعنی پدرش معلوم نیست – وی را زیاد ابن ابی سفیان بخوانند!

زیادچون در زمره موالیان علی و از سرداران آن حضرت بودهمه ی شیعیان خالص علی را درکوفه می شناخت وپس از جذب شدن به معاویه که والی کوفه شد به تعقیب همه ی کسانی که می شناخت پرداخت و با احضارشان از آنها می خواست در حضور جمعیتی که گرد آورده بود ازعلی برائت بجویند و به وی دشنام بدهند که با خودداری شیعیان آنها را به فجیعترین وضعی که از جمله  آن بریدن دست وپا و زبانشان بودبه شهادت می رساند. وی با رشید هم چنین کرد.

نقل است از رشید پرسید مولایت علی نگفت چگونه تو را می کشم؟و پاسخ شنید چرا. مولایم علی بمن فرمود  تو مرا به دار می زنی  و زبانم را قطع می کنی.زیاد گفت خلاف آن رفتار می کنم تا دروغ مولایت روشن شود و دستور داد را وی به چوبه نخلی بستند تا از گرسنگی وتشنگی بمیرد. مردم به دور او جمع می شدند و وی از مناقب علی می گفت تا اینکه به زیاد خبردادند که رشید بربالای دار از فضایل علی  برای مردم سخن می گوید و وی دستورداد زبانش راقطع کنند تا سخن نگوید. چنین کردند و وی بشهادت رسید.

دربروشور به اشتباه نوشته شده ،رشید تا زمان امام سجاد را درک کرده است.پسرم علی آقا  با خواندن این عبارت از من پرسید که اگررشید هجری تا زمان امام سجاد زنده بوده است چرا درکربلا حضورنداشته؟ ومن اظهار بی اطلاعی کردم  و از متولی آستانه پرسیدم و پاسخ شنیدم وی بدلیل بودن درزندان ابن زیاد نتوانسته درواقعه کربلا حضورداشته باشد.ولی این نقل صحت ندارد. وی قبل از واقعه کربلا به شهادت رسیده است. این مختار بود که درزمان واقعه کربلا در زندان ابن زیاد درکوفه زندانی بود.

متولی آستانه که درجریان بازدید من بود بروشوری را تقدیم کرد که برخی از مطالب این نوشته از آن برداشت شده است.

درباره رشید کمتراطلاعی از سال تولد، عمر وسال شهادتش در دست است .معروف است وی از صحابه ایرانی امیرالمومنین وفردی بوده بسیار صریح اللهجه و جسور دربیان حقایق ودفاع از ولایت مولایش علی و به همین دلیل تحت تعقیب و آزار حکومت اموی درکوفه  بود.

 دربروشور آمده جناب امیرالمومنین.علیه السلام وی را رشید البلایا و المنایا نامیده یعنی کسی که بلا ها می بیند و از وقایع آینده آگاه است.در روایتی از امام کاظم علیه السلام نقل شده وی به تنهادخترش که قنوا نام داشت گفته است قلم وکاغذی بیاورید که برای شما آنچه را تا زمان قیامت رخ می دهد بازگوکنم وبنویسم.علمی که مولایم علی بمن آموخت.

وی به دخترش نحوه شهادتش راهم گفت.

رشیدهجری از اهالی هجر از توابع بحرین بوده بحرینی که تا اوایل دهه پنجاه خورشیدی از توابع ایران بود وبراثر سیاستهای شیطان پیرانگلیس وخودباختگی پهلوی دوم از ایران جدا شد.بعضی هم وی را از اهالی هجر از توابع منطقه احصا در شرق عربستان و بعضی از منطقه هجریین از توابع بصره می دانند.

در این بروشور آمده وی غلام یکی از انصار بوده که در جنگ سخت احد ضربت شمشیرمحکمی به یکی از کفارمکه زد وگفت بگیر! من غلام فارسی هستم .رسول خدا تا این گفته او راشنید به او گفت چرا نگفتی من غلام انصاری هستم  که مولای خودم از آنان است؟. وقتی ضربت کاری وی به سر یکی از مشرکین بنام ابن عریف واردشد رسولخدا به او گفت احسنت یا اباعبدالله! وبدین ترتیب رسولخدا به وی لقب ابی عبدالله داد.

وی همراه ابوذر وسلمان و..از یاران روزهای سخت علی بود وبواسطه خدمات بیشمارش به ولایت علی از مولای متقیان لقب ابوالبرکات را دریافت کرد.

از مرقد رشید هجری به سمت مرقد زید بن علی بن الحسین درروستای زید از توابع شهر کفل رفتم و افسوس خوردم چرا تا کنون به اینجا نیامده ام.

emailارسال به دوستان
tr_sar
نظرات بینندگان
tc_sar
نام:
ایمیل:
* نظر: