کد خبر: ۲۷۰
تاریخ انتشار: ۰۹ آذر ۱۳۹۵ - ۲۱:۰۵
سفر به مشهد ابوالعجائب - قسمت چهارم

در مسیر شهر کفل و در کنار رود فرات

دیشب در حرم حضرت ابالفضل العباس علیه السلام  نوجوانی را دیدم بغایت خوب روی و مومن.
از بوسیدن ضریح برمی گشت و می خواست با ضریح حضرت عکس سلفی بگیرد و یا ازعکس خودش راضی نشد.
موبایلش را به کسی داد تا از او عکس بگیرد و گرفت . از آن دسته نوجوانان معصومی بود که آدم دوست دارد در پاکی و بی ریایی و بی توقعی و یکرنگی و صفا و خلوص مثل او باشد.
به صورتش نگاهی کردم و سخت متاثر شدم. تاثر از این جهت که به سبک و رسم بعضی بچه هیاتی های تهران صورتش را اینقدر خونی و زخمی کرده بود که نمی شد حتی یک لحظه به آن نگاه کرد.
شب اربعین هم چند جوان ترک زبان را دیدم درست در خیابان جلوی باب قبله حرم حضرت عباس جمعیت زیادی دورشان بودند و نگاهشان می کردند.
چند دقیقه ماندم تا ببینم علت این همه ازدحام چیست. دیدم پنج شش جوان بیشتر نیستند. یکی ازآنها که توجه بقیه را به خودجلب کرده بود چنان به صورتش ضربه می زد که تمام خونی شده بود. از سمت راست صورتش خون تازه روان بود.طاقت نیاوردم و یه هویی از پشت مردم به سمتش رفتم تا او را از پشت بگیرم و مانع ادامه کارش شوم. اما نتوانستم .
به دو دلیل.  یکی اینکه بند کیف کسی که  روی زمین نشسته بود و به معرکه نگاه می کرد به پایم گیر کرد و تعادلم را نصفه بهم زد. بنده خدا چنان نشسته بود و به صحنه نگاه می کرد که انگار  داشت تئاتر می دید!
وچه دلی دارند بعضی که به همین شکل می ایستند و در کشور صحنه اعدام می بینند.همین هایی که در بعضی شهرها از کله سحر گرداگرد محل اعدام  کس یا کسانی جمع میشوند تا دست و پا زدن کسی را ببینند. تجمعی که حتی، بعید می دانم در جایی از جهان البته در ایران آن هم از امت محمد که پیامبر رحمت بود در دیدن چنین صحنه ها تلخی سابقه داشته باشد .دلیل دیگر اینکه جوانی که معلوم بود میدان دار این معرکه گیری بود به سمتم آمد و درهمان حال نیمه تعادل من دو دستش را جلوی من بازکرد تا مانع مانع شدن من بشود و شد.
با تاسف باید گفت در این جهت چندان از من وغیر من کاری بر نمی آید. دیشب دو سه بار خواستم بازوی این نوجوان را بگیرم و به او بگویم  وقتی من از دیدن زخم چهره ات اینقدر به هم ریختم تو نمیدانی با این کارت با دل رئوف و مهربان  امام حسین و برادرش عباس چه کرده ای. ولی نتوانستم بگویم آزار این بزرگان روا نیست.
بعضی فکر می کنند اینکه بروند و در محضر امام ساعتها بنشینند و گریه کنند و به صورت خود لطمه بزنند تا خودشان را ارضا کنند کار خوبی کرده و می کنند غافل از اینکه به قول مرحوم استاد سیدعلی اکبر پرورش که از قول بزرگی  به من  در نقد این گونه کارها می گفت که گفته بود اینها فکرنمی کنند آن کسی که در ضریح مثلا نشسته و دارد این ناله  ها و گریه  ها را می شنود و می بیند هم لااقل مثل همه دلی دارد و ازشنیدن این ضجه ها و ناله ها ناراحت می شود.

emailارسال به دوستان
tr_sar
نظرات بینندگان
tc_sar
نام:
ایمیل:
* نظر: