کد خبر: ۳۳۴
تاریخ انتشار: ۲۱ فروردين ۱۳۹۶ - ۰۹:۳۶
برای حسین اردستانی

:
درسفر بودم که شنیدم دوست محقق ارجمندم ،دکترحسین اردستانی، دوشنبه صبح که برای انحام ورزش صبحگاهی از منزلش در شهرک غرب بیرون آمده ، دچار سکته قلبی شده ،به بیمارستان منتقل و درهمان روز تسلیم دعوت حق شده است.
در سال 76که من دانشجوی نمونه دانشگاه شهیدبهشتی درمقطع کارشناسی ارشد شدم، مطلع شدم در آن سال دانشگاه استثنا،ءأ دو نفر را بعنوان دانشجوی نمونه معرفی و نفر دوم ،مرحوم حسین بود.
حدود نه سال پیش که پروژه ثبت وضبط تصویری تاریخ شفاهی دکترمحسن رضایی توسط مرکزاسنادسپاه که حسین ریاست آن را بعهده داشت آغاز شد، در بیست وسه جلسه من پرسشگر اول بودم .جلساتی که بعدها کتاب شد وازمن نه درمقدمه ونه درمتن هیچ نامی برده نشد.سال قبل که این کتاب را با عنوان غیرمناسب« در راه » درنمایشگاه کتاب دیدم ومقدمه آن را با اشتیاق مطالعه نمودم و اثری از ذکر زحمات چندماهه خود درحد ذکر نامی ندیدم، متعجب شدم .
تعجب از اینکه شالوده سوالات و تدوین وذبخش بندی اولیه کار طبق قراردادی که مرکز بعدها با من بست همه کار من بود ولی....
چند روز بعد که تلفنی به ایشان گله کردم در توجیه این کارشان گفت که هرچند تدوین نهایی کار تغییرات کلی کرده ولی حقیقت مطلب این است که این نظرفلانی!بود که از شما هیچ نامی درمقدمه کتاب و یابجای عنوان« پرسشگر اول» در متن مصاحبه ها نباشد! 
جالب تر اینکه نه تنها خبرانتشار کتاب را بمن ندادند حتی یک نمونه کتاب را هم برایم نفرستادند.
شگفت از بازیهای روزگارفریبنده! ماهها که دوشادوش هم، این پروژه را پیش می بردیم، او را بیشتر شناختم. فردی بود دقیق، جدی،مستقل در رای، منظم و با پشتکارخاص.
چند سال قبل موقع نمازظهر وعصرحسین را درمسجد امام حسن مجتبای شهرک محلاتی دیدم. می گفت دارد با بر و بچه های مرکز به کوه می رود.
می گفت برای حفظ وتقویت اعضای مرکز که تقریبا همگی مثل خود او از راویان جنگ بودند برنامه منظمی باهم دارند که با هزینه مرکز هرازچند گاهی برای تفریح به جایی بروند.
در دانشگاه شهیدبهشتی تدریس می کرد .خدا کند خاطراتش را ازجنگ بعنوان راوی نوشته باشد.
در دورانی که ارتباط با آیت الله هاشمی برای خیلی ها هزینه داشت، کتب مرکز راکه تازه منتشر شده بود برای اطلاع ایشان می فرستاد.
وقتی در سال 91 درمسولیت مشاورت آیت الله هاشمی قرارگرفتم به او پیشنهاد کردم به همان سبک ثبت وضبط تصویری خاطرات محسن رضایی، خاطرات ایشان را ضبط کند با کمال شوق پذیرفت وگفت اگر شما موافقت حاج آقا را بگیری با مسولیت خودم وجلب موافقت فرمانده کل سپاه با سه دوربین همزمان این کار را می کنم.امری که متاسفانه با عدم موافقت آقای هاشمی که می گفتند خود ما اینکار را می کنیم ،محقق نشد.اکنون او به وصال دوست رسیده و دعوت حق را لبیک گفته است.
مرگ امرحقی است و همه باید این دعوت را بپذیرند.
امروز دکترتشییع می شود ومن توفیق حضور در مراسم تشییعش را ندارم.
امیدوارم خداوند به بازماندگانش صبری نیکو عنایت و به پاس زحمات فراوانی که برای ثبت تاریخ جنگ کشید اجر بهترین پاداشهایی را که به مجاهدین داده و می دهد به او عنایت کند.
از دوستان استدعا می کنم به نشانه قدر دانی از زحمات وی صلوات و فاتحه ای به روح پاک ایشان هدیه کنند.

emailارسال به دوستان
tr_sar
نظرات بینندگان
tc_sar
نام:
ایمیل:
* نظر: