کد خبر: ۳۸۲
تاریخ انتشار: ۲۶ مهر ۱۳۹۶ - ۱۸:۲۳
نقد و بررسی کتاب «زندگینامه و مبارزات آیت الله سید مصطفی خمینی»

تمام فعالیت های آقا مصطفی در نجف سیاسی است

در آستانه چهلمین سالگرد عروج آیت الله سید مصطفی خمینی دومین جلسه از سلسله نشست های « انس با کتاب» ویژه نقد و بررسی کتاب «زندگینامه و مبارزات آیت الله سید مصطفی خمینی» تألیف سجاد راعی گلوجه با حضور  دکتر محمدجواد مرادی نیا و دکتر غلامعلی رجایی برگزار شد.

غلامعلی رجایی: در به شهادت رسیدن آقا مصطفی تردید ندارم
در ادامه این نشست غلامعلی رجایی در نقد این کتاب گفت: شخصیت آقا مصطفی را باید از زوایای مختلف بررسی کرد. اساساً یک نگاه تمحیدی و  تمجیدی بین ما وجود دارد که ما همه افراد  مرتبط با انقلاب را بدون نقص می بینیم و انگار که هیچ گونه اشتباهی ندارند که این نگاه را خود این بزگواران هم نداشتند. البته خاصیت کار سفارشی و دولتی کردن همین هم هست و محقق اساساً دستش بسته است. ولی قاعدتاً نه هیچ شخصیتی از نقد مصون است و نه مصلحت هست که مصون بماند.اگر ما بتوانیم این عقیده را بیاموزیم و ترویج دهیم کار بزرگی کرده ایم. اما ما می بینیم که در وضعیت، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی کشور چنین اقتضایی وجود ندارد که دست محقق هم بسته می شود.

وی ادامه داد: نکته اول این در مورد این کتاب این است که کتاب باید حجم بیشتری را به واسطه اسنادی که می توانست به آن اضافه شود به خود اختصاص دهد. یا این که ما در این کتاب مصاحبه ای نمی بینیم. موسسه، ناظر، یا محقق باید به این نکته توجه بیشتری می کردند. اما یکی از قوت های کتاب استفاده درست از منابع است به عبارتی کمتر اثری در این زمینه هست که مألف ندیده باشد.
رجایی افزود: نکته دوم جنبه شخصی و شخصتی حاج آقا مصطفی است. مثلاً من کمتر در این کتاب می بینم که از خاطرات احمد آقا یا بستگان درجه یک ایشان  استفاده شده باشد چون ما در چنین تحقیقی در درجه اول نیاز به شناخت شخصیت فرد مورد نظر داریم تا بتوانیم پژوهش را پیش ببریم. اگر این بعد را نشناسیم و ایشان را در کنار و همسنگ کسی مانند امام قرار دهیم نمی توانیم در این بخش تعمق کنیم. شاید اگر آقای گلوجه به این بخش بیشتر می پرداختند بهتر بود.
وی تاکید کرد: یا مسائل اخلاقی و معنوی آقا مصطفی خیلی چکیده و فشرده گفته شده است. مثلاً در مورد تفسیر قرآن در حد یک یا دو خط گفته شده است که ایشان کتاب تفسیر دارند در حالی که فقط تفسیر سوره حمد آقا مصطفی حدود هزار صفحه است. یعنی ایشان یک استارتی را در تفسیر زده بودند. بنابراین یک ایراد کار چاپ نشدن اسناد و همچنین عکس ها و تصاویری که می توانست در آخر کتاب استفاده شود، است.
این پژوهشگر مسائل تاریخی با بیان این که نقد بعدی من به نوع چینش مطالب است، گفت: مولف می توانست برخی نکات را برجسته تر مطرح کند. به عنوان نمونه  در مورد نوع مرگ آقا مصطفی که من قطعاً ایشان را شهید می دانم،( چون بر اساس مطالعاتی که داشته ام به این نتیجه رسیدم که ایشان قطعاً کشته شده اند) در این گونه پژوهش ها نیز درست است که محقق باید احتیاط کند و از لفظ مثلاً «مرگ مشکوک» استفاده کند اما به نظر من دکترراعی در این کتاب می توانست رای بدهد. چرا که اسناد زیادی در این باره وجود دارد. هم آقای دعایی گفته اند و هم وقتی ایشان را به بیمارستان منتقل می کنند دکتر می گوید قطعاً ایشان کشته شده اند؛ با لکه های خونی که بر روی سینه و دست است بود دیگر نمی شود گفت احتمالا یا به احتمال زیاد، بلکه باید گفت قطعاً ایشان شهید شده اند.
وی ادامه داد: نکته دیگر این است که نویسند در این کتاب متأسفانه در موارد زیادی اسیر «نقل» شده است. مولف نباید هیچگاه در نقل اسیر شود، غالباً ما در  این‌گونه پژوهش‌ها در نقل اسیر هستیم؛ یعنی به راحتی مشهورات را قبول می‌کنیم و می نویسیم فلان فرد با امام در نجف بوده است بنابراین هر آنچه گفته است درست است. آقای دکتر راعی چون بنای شان در این کتاب نقد کتاب دیگری بوده است بنابراین اسیر نقل شده اند. مثلاً در جایی به نقل از آقای محتشمی پور گفته شده است که بسیاری از جمعیت کربلا ایرانی الاصل بودند که این اساساً اشتباه است و هیچگاه اکثریت جمعیت کربلا ایرانی الاصل  نبوده اند. همه کربلایی ها فارسی هم صحبت می‌کنند، اما ایرانی نیستند.
رجایی افزود: یا در قسمت دیگری در مورد تبعید امام به نجف گفته شده است که «احتمال داده نمی شود مردم عرب‌زبان با فردی فارسی زبان مراودت و صمیمیت داشته باشند.» در حالی که اینگونه نیست که مردم عراق با فارسی زبان‌ها مراودت و صمیمیت نداشته باشند. چرا که در آن دوره اکثر مراجع عراق فارسی زبان هستند و این مردم علاقه خاصی به سادات دارند. یا در صفحه دیگری گفته می‌شود  «از دیرباز مردم عراق به عهدشکنی و بی وفایی شهره بودند» این مطلب واقعاً  برای توصیف مردم عراق تند است. ما می دانیم که کوفیان چنین خصلتی  داشتند اما نه همه کوفیان، خصوصیت بخشی از مردم کوفه را آن هم در برهه ای از تاریخ را نمی توان به کل مردم عراق تأمیم داد. یا نوشته شده است که «مردم عراق به مسائل  سیاسی و مذهبی حساسیت زیادی نداشتند.» که این هم اشکال دارد چون این مردم همیشه تابع مرجعیت بوده اند و علاقه زیادی به سادات دارد.
وی ابراز داشت: در صفحه ۹۱ ذکر شده است که حاج آقا مصطفی درگیر امور مالی امام نبودند اما عجیب است که چند خط پایین تر نوشته شده است که در مواقع ضروری دریافت و پرداخت وجوهات مالی و شرعی عموماً برعهده حاج آقا مصطفی بود. در حالی که  امام مصلقاً به حاج آقا مصطفی اجازه این مسائل را نمی داد. حتی اگر هم می خواست به کسی کمک کند امام می گفت شما در این مسائل دخالت نکنید. آقا مصطفی می دانست که اگر بخواهد برای کسی کمکی بگیرد باید به واسطه فرد دیگری این کار را بکند. چون امام روش های خاصی در مراودت با آقا مصطفی داشتند. مثلاً مواردی بوده است که امام اعلامیه ای را منتشر می کردند ولی آقا مصطفی از آن اطلاع نداشت. امام نمی گذاشت ایشان مطلع شوند تا نگویند که اعلامیه ها را آقا مصطفی می نویسد. مسئول امور مالی و وجوهات آقای رضوانی بودند. یکی از کارهایی که در این کتاب می شد کرد این بود که شاکله بیت امام توضیح داده می شد. چه کسانی بودند و به چه کاری مشغول بوده اند و...
وی در پایان این بخش گفت: در صفحه 72 نوشته شده است که در سفر ترکیه آقا مصطفی کتاب نوشته اند که برا من غریب است. یا در چرایی رفتن آقا مصطفی به ترکیه و بازگشتش به ایران نکاتی هوشمندانه مطرح شده اما با تعجیل از آن عبور شده است.

رجایی:مولف در بسیاری از موارد اسیر نقل شده است
در ادامه نشست غلامعلی رجایی در قسمت دوم صحبت هایش با بیان این که معمولاً این جلسات گفت و شنودی است که حرف اصلی محقق بیان شود، گفت:  اگر ما چیزی می گوییم برای بهتر شدن کار است. دکتر راعی نکته درستی را گفتند و آن این که ما در حال حاضر از سال 96 به این کتاب نگاه می کنیم، این کاملاً درست است اما عرض من این است که بعضی مسائل اساساً غلط تارخی است و محقق به راحتی بدون نظردر کنارش گذشته است. یا بعضی از نقل ها که اساساً درست نمی تواند باشد و محقق به راحتی آن را بیان کردهو اسیر آن شده است. مثلاً در کتاب گفته شده است که «از آثار دیگر درگذشت حاج آقا مصطفی می توان به سیاسی شدن حوزه علمیه نجف اشاره کرد.» در حالی که حوزه علمیه نجف هیچ گاه سیاسی نشد و در حال حاضر هم سیاسی نیست.
وی ادامه داد: یا در صفحه 97 از قول آقای موسوی بجنوردی گفته شده است که «حاج آقا مصطفی در برخورد با مبارزین ایرانی مثل لیبرال ها و اعضای سازمان مجاهدین خلق که برای دیدار امام به نجف می آمدند ولی خط فکری انحرافی و غیر اصولی داشتند...» اولا بحث مجاهدین خلق با نهضت آزادی فرق می کند. آقای دکتر! دکتر ابراهیم یزدی نماینده امام در وجوهات بوده است از طرف امام به مسائل شرعی پاسخ می داده اند. و شما دیدید که این ها در پاریس و دولت موقت چه قدر به امام نزدیک بودند و چه تاثیراتی در انتقال پیام امام به جهان داشته اند، ما نباید بگوییم «لیبرال هایی که به نجف می آمدند...». صرف نقل آقای موسوی بجنوردی نباید برای ما سند باشد. واقعاً آقای یزدی در سال 1344 لیبرال بوده است؟ این ها رنگ هایی است که ناقل به ماجرا داده است.
مشاور آیت الله هاشمی افزود: در ادامه نقل می کنید که «آقا مصطفی می گفت کاری کنید که این ها طرف ما نیایند چون اساساً این ها آدم های فاسدی هستند و مسلمین نیستند» امام در نهایت می گفت که این ها التقاطی هستند اما این که در آن زمان گفته شده باشد که این ها فاسدند درست نیست چرا که حتی مجاهدین خلق هم در آن سال ها فاسد نبود یا نهضت آزادی فاسد نبودند در حال حاضر هم فاسد نیستند. هنوز هم  از سالم ترین نحله های سیاسی از لحاظ مالی و اخلاقی نهضت آزادی ها هستند.
وی خاطرنشان کرد: نکته بعد این که این فصل «رادیو عراق» از فصل های برجسته آقا مصطفی است که  شما هم خوب بر اساساس منابع به آن ها پرداخته اید اما ای کاش که به صورت تیتر وار این نکات مهم در این قسمت برجسته می شد.
رجایی همچنین در مورد اختلاف هایی که بین مبارزین اسلامی وجود داشت و در این کتاب مطرح نشده است، گفت: حاج آقا مصطفی نسبت به امام تعصب زیادی داشت. نه از این جهت که فرزند ایشان بود بلکه از لحاظ مرجعیت و مباحث فکری مرید امام بودند. به همین خاطر با هر عاملی که مرجعیت امام را مورد تخطئه قرار می داد مقابله می کرد. به عنوان مثال در جریان تشیعی که ما در لبنان داریم امام موسی صدر با آیت الله خویی نزدیکی بیشتری داشت. آقا مصطفی با این موضوع چالش جدی داشت که این مباحث جایش در کتاب خالی است. بنابراین اساساً ثمره عمر حاج آقا مصطفی را می توان در دفاع از مرجعیت فقهی و سیاسی امام خلاصه کرد. تمام فعالیت های آقا مصطفی در نجف سیاسی است به طوری که موسس تشکل روحانیون مبارز آقا مصطفی بودند. که باز هم من تاکید می کنم که با همه مدارکی و شواهدی که هست به خاطر همین فعالیت های سیاسی مرگ ایشان طبیعی نبوده است. چرا که ساواک در آن برهه به این نتیجه سیده بود که همه کارهای امام را حاج آقا مصطفی پیش می برد.
وی در پایان تاکید کرد:  با همه این اوصاف این کتاب با وجود مشکلاتی که خود آقای راعی هم گفتند، بهترین کتاب در حوزه زندگی نامه آقا مصطفی است و من تا به حال کتابی را کامل تراز آن ندیده ام چرا که در همه بخش ها، واقعاً منابع چاپ شده ای نبوده که ایشان ندیده باشند.


emailارسال به دوستان
tr_sar
نظرات بینندگان
tc_sar
نام:
ایمیل:
* نظر: